الشيخ الكليني ( مترجم : مصطفوى )
300
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى )
و هر كه او را از هدايت بسوى گمراهى برد ، گويا او را كشته است . شرح - اصل آيه در قرآن كريم بدين گونه است : مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ، و در اين روايت نقل بمعنى شده و به جهت ظهورش ببرخى از آن اكتفا گشته است . مفسرين در بيان آيه وجوهى گفتهاند كه شايد وجه بهترش اينست كه چون كسى يكنفر را بكشد احساسات عمومى را جريحه دار مىكند و همه مردم دشمن او ميشوند ، پس مثل اينست كه همه مردم را كشته و كسى كه يكنفر را زنده كند يا هدايت نمايد ، خدا پاداش زنده كردن و هدايت نمودن همه مردم را به او دهد ، زيرا بسبب احسانى كه ببرادر آنها كرده ، همه را خرسند و شادمان نموده پس گويا همه را زنده كرده است . 2 - فضيل بن يسار گويد : به امام باقر عليه السّلام عرضكردم : خداى عز و جل در كتابش فرمايد : « و هر كه او را زنده كند گويا همه مردم را زنده كرده است » فرمود : يعنى او را از سوختن و غرق شدن نجات دهد ، عرضكردم : كسى كه او را از گمراهى بسوى هدايت برد چگونه است ؟ فرمود : اين تأويل اعظم آيه است ( يعنى آيه شامل اين معنى هم هست و اين معنى مهمتر و عاليتر از معنى اولست ) . 3 - حمران گويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : اصلحك اللَّه از شما سؤال كنم ؟ فرمود : آرى : عرضكردم : من در گذشته حالى داشتم و امروز حال ديگرى دارم ، من در گذشته در زمين ميگشتم و يك مرد و دو مرد يا زنى را بمذهب حق دعوت ميكردم و خدا هر كه را ميخواست ( بوسيله دعوت من ) نجات ميداد ، ولى امروز كسى را دعوت نميكنم . فرمود : چه زيانى بر تو است كه مردم را با پروردگارشان واگذارى ، تا هر كه را خدا خواهد از تاريكى بسوى نور برد ، سپس فرمود : باكى بر تو نيست كه اگر از كسى احساس خير نمودى ، سخنى با نرمى و احتياط به او القا كنى ، عرضكردم : معنى اين قول